Sunday, October 7, 2007

هنگامی که جانیان در صندلی قضاوت می نشینند

سهیلا شریفی

"وقتی برای آخرین بار از میان دروازه های زندان رد شدم، زنگ ساعت ۱۲ ظهر را خبر می داد و صدای آن مانند صدای هزار زنگوله در گوشم می پیچید. تا آن لحظه نمی توانستم آنچه را که شنیده بودم باور کنم. و هنگامی که لباس می پوشیدم که حاضر شوم و بیرون بروم بیشتراز هر چیزی احساس بی حسی می کردم و همه چیز دور و برم بی رنگ و بی شکل بنظر می رسید. اما وقتی از دروازه رد شدم ناگهان همه چیز زنده شد. آفتاب می درخشید و تک تک سنگهای دیوار مانند شیشه صاف و براق بنظر می رسید و نور خورشید را در خود منعکس می کرد. مثل این بود که از دروازه های جهنم گذر می کردم و وارد بهشت می شدم. فکر می کنم ایندو خیلی از آنچه بیشتر مردم فکر می کنند به هم نزدیک هستند."

آنچه در بالا خواندید احساس گرایس مارک یک دختر جوان کانادائی است که بعد از بیست و هشت سال و ده ماه از زندان آزاد می شود."الیاس گرایس" اسم کتابی است که نویسنده مشهور کانادائی مارگارت آتوود بر اساس زندگی این دختر جوان نوشته است. گرایس هنگامی که ۱۶ سال بیشتر نداشت به جرم دست داشتن در قتل ارباب و صاحبکارش به زندان می افتد و بعد از اولین دور دادگاهیها محکوم به اعدام می شود. اما بعد از اینکه وکیل او برایش درخواست عفو می کند و بخاطر سن کمش و کمبود شواهد، حکم او به ابد تقلیل پیدا می کند و سپس بعد از بیست و هشت سال و ده ماه وقتی که دیگر از مرز جوانی گذشته است و نزدیک به چهل و پنج سال سن دارد از زندان آزاد می شود.

دیروز وقتی خبر آزادی صغری دختری سیزده ساله که هیجده سال از زندگیش در زندان و در وحشت اعدام گذشته است را شنیدم، بی اختیار یاد داستان گرایس مارک افتادم. شباهتهای این دو داستان بطرز عجیبی چشمگیر است. هر دو دختران خانواده های فقیر بوده اند که از سنین خیلی پائین مجبور شده اند در خانه ثروتمندان بعنوان خدمتکار بکار مشغول شوند، هر دو زندگی بسیار سخت و پر از مشقتی داشته اند و هردو در یک ماجرای مشکوک و اسرارآمیز متهم به قتل شده اند و در نهایت هر دو این دختران سالهای بسیار زیادی از زندگیشان را در زندان و در شرایط خیلی جهنمی بسر برده اند. وقتی انسان داستان زندگی صغری را می خواند انگار نه انگار که ماجرای او و گرایس با فاصله نزدیک به دویست سال از هم اتفاق افتاده اند، انگار نه انگار که گرایس هزاران کیلومتر دورتر از ایران و در اواسط قرن نوزده قربانی یک سیستم نابرابر و ضد بشری شده است، انگار نه انگار که صغری و گرایس متعلق به سه قرن متفاوت هستند. اگرچه صغری در قرن بیست و یکم زندگی می کند، اگر چه بشریت از قرن نوزده به اینطرف شاهد تحولات عظیمی در دنیا بوده است، اگرچه انقلابات عظیمی دنیا را لرزانده است و بشریت متمدن توانسته است مقداری از خواسته ها و تمایلات خود را به صاحبان سرمایه و طبقات در قدرت تحمیل کند، اما صغری نمونه بارزی از تعرض مجدد این طبقات به انسانیت و ارزشهای انسانی و بازگشت ارتجاعی ترین قوانین و سنتها و مناسبات مذهبی است که تلاش دارند تمام دستاوردهای بشر را از او بازپس گیرند.

ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و قوانین آپارتاید جنسی از برجسته ترین نمونه های این تعرض ارتجاعی است و صغری ها و کبری هائی که آشکارا دارند در این سیستم قربانی می شوند و زندگی و جوانیشان پشت میله های زندان و در وحشت اعدام تباه می شود، تنها قطره کوچکی از دریائی از جنایات هستند که توسط پرچمداران این ارتجاع مذهبی هر روزه به وقوع می پیوندند. صغری و عاطفه و کبری و دیگران تنها نیستند، تقریبا هر دقیقه و هر ساعت در گوشه ای از این دنیا مخصوصا در جاهائی که مذهب قدرت و نفوذی دارد، دختری جوان مورد اذیت و آزار و تجاوز و شکنجه و تحقیر و بی حرمتی قرار میگیرد، شخصیتش خرد میشود، آرزوهایش برباد می روند و آینده اش تباه می شود. روزانه صدها و حتی هزاران دختر جوان با ترس و وحشت از خواب بیدار میشوند و با شکنجه و عذاب روزشان را سپری می کنند. هزاران دختر جوان در گوشه و کنار مملکتی مانند ایران در پنجه مردسالاری و اخلاقیات عقب مانده و سنتهای ارتجاعی و در راس آنها حکومت اسلامی و قوانین اسلامیش گرفتار هستند. این سرنوشتی است که حاکمیت اسلام سیاسی برای مردم به ارمغان آورده است و اگر زورشان برسد آنرا در همه جای دنیا به اجرا در خواهند آورند.

صغری نوجوان به زندان رفت و اکنون زنی ۳۱ ساله از زندان آزاد می شود تا دست و پنجه نرم کردن با زندگی فلاکت باری که این دنیای نابرابر برای او رقم زده است را ادامه دهد. چقدر دنیای بیرون از زندان برای او آزادی به همراه خواهد داشت معلوم نیست. او اکنون دیگر همان دختر نوجوان و شاداب و پر از امید و آرزو نیست، زندان و بی رحمی و قساوت و درد و رنجی که او کشیده است، قطعا او را تبدیل به یک انسان متفاوت کرده است. آیا صغری می تواند آنچه را که در پشت میله های زندان دیده و لمس کرده است پشت سر بگذارد و تلاش کند برای خود آینده ای امیدبخش تر و انسانی تر بسازد؟ آیا توانی در او گذاشته اند که قادر باشد سرپای خود بایستد و به جنگ ناملایماتی که بیشک اینور دروازه های زندان در انتظار اوست برود؟ آیا جامعه بعنوان کسی که بیجهت قربانی شده است او را در بر خواهد گرفت و به او کمک خواهد کرد که به زندگیش سر و سامانی دهد یا اینکه همچنان بعنوان مشکوک به قتل و جانی و خطرناک با او رفتار خواهد شد و از همه جا رانده خواهد شد؟ گرایس مارک می گوید "حکم آزادی بجای اینکه پاسپورت آزادی من باشد، برایم مثل حکم مرگ است. من برای چنان مدت طولانی در زندان مانده ام که دیگر کسی را بیرون از دیوارهای این زندان نمی شناسم و جائی را ندارم بروم. کسی هم حاضر نخواهد شد کاری به من بدهد چرا که با سابقه ای که من دارم هیچ خانمی حاضر نخواهد شد مرا به عنوان خدمتکار به خانه اش ببرد. چون هرکسی که کمی عقل در کله اش باشد نگران امینت عزیزانش خواهد بود و آنها را با یک قاتل زیر یک سقف قرار نخواهد داد. احتمالا در گوشه سردی از خیابان از سرما و گرسنگی خواهم مرد". خوشبختانه گرایس به این سرنوشتی که خود هنگام آزادی برای خود پیشبینی کرده بود دچار نشد و بگذارید امیدوار باشیم که صغری هم آینده ای زیبا و پر از شادی در انتظارش باشد و دستی مهربان و نوازشگر پیدا کند که زخمهای عمیق او را با مهر و محبتش التیام بخشد. بگذارید امیدوار باشیم که مردم ایران همچنان که در موارد بیشمار دیگری نشان داده اند با احساس دلسوزی و شفقت و مهربانی صغری را تحویل می گیرند و او را در یافتن راه زندگیش کمک می کنند. بی شک مردم می دانند که صغری و دیگران قربانی نظام موجود هستند و جنایتکاران واقعی سران حکومت اسلامی هستند و می دانند که خشم و تنفرشان باید متوجه این جانیان شود و صغری را هم مانند خیلیهای دیگر که به احتمال خیلی زیاد آرزوی سرنگونی این رژیم و برپائی یک دنیا بهتر و برابر را در دل می پروراند در صف مبارزه خود بپذیرند.

Thursday, October 4, 2007

بیانیه اعلام موجودیت "عليه تبعيض، سازمان دفاع از حقوق زن"

خوشحالیم که تشکیل "علیه تبعیض­ سازمان دفاع از حقوق زن" را به اطلاع برسانیم. "عليه تبعيض" سازمان مبارزه براي آزادی و رهائی زن، رفع کامل تبعيض جنسی و برابری کامل زن و مرد در همه وجوه زندگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی است. "عليه تبعيض" به يک جنبش وسيع اجتماعي عليه ستم و تبعيض جنسي در ايران تعلق دارد که هر روز قدرتمندتر و راديکالتر به جلو گام برمیدارد. "علیه تبعیض" متحد کردن، سازماندادن و به میدان آوردن هرچه قدرتمندتر این جنبش را امر فوري خود ميداند. "علیه تبعیض" همچنین به یک تلاش جهانی برای رهایی زن از قید همه نابرابری ها و تبعیضات تعلق دارد و برای پیروزی خود بر این همبستگی جهانی تکیه میکند. "عليه تبعيض­ سازمان دفاع از حقوق زن" اهداف زير را در دستور دارد:

١- رفع كامل و قطعي هرگونه تبعيض عليه زنان٬ ريشه كن كردن تمام اشكال ستم و تحقير و بي حقوقي بر زنان و تحقق برابري واقعي زن و مرد در جامعه!

٢- جدائی کامل مذهب از دولت و از آموزش و پرورش.

٣- لغو حجاب، آزادی پوشش، و لغو كامل آپارتايد جنسی.

٤- مقابله با مردسالاری و کلیه سنتهای ملی – اسلامی عقب مانده و ارتجاعی ضد زن.

٥- متحد و منسجم کردن جنبش آزادی زن حول خواستهای برابری طلبانه، رادیکال، ماکسیمالیستی و سکولار.

٦­ متشکل کردن جنبش آزادي زن در سطوح مختلف، متحد کردن فعالين اين جنبش حول خواستهاي راديکال و پايه اي زنان و تامین یک رهبری منسجم و یک سازمان وسیع و فراگیر برای امر رهایی زن.

٧- معرفي و شناساندن جنبش آزادي زن در سطح بین المللی و جلب حمایت مدافعین حقوق زن و مردم آزادیخواه و فعالین و نهادهای چپ و مترقی از اين جنبش.

اعضای شورای مرکزی "علیه تبعض" عبارتند از مينا احدی٬ زري اصلی٬ شهلا خباززاده٬ ميترا دانش٬ شهلا دانشفر٬ سهيلا شريفی٬ محبوبه سیاهمردی٬ مهين عليپور٬ مرسده قائدی٬ اصغر کريمی٬ فرشته مرادی٬ مهناز ماسوری٬ منوچهر ماسوری٬ شهناز مرتب٬ شيوا محبوبی و مريم نمازی. شورای مرکزی در اولین جلسه خود مهين عليپور را بعنوان دبير و مينا احدي و مريم نمازي را بعنوان سخنگويان اين سازمان انتخاب کرد.

همه زنان و مردان آزادیخواه، همه جوانانی که خواهان رهائی از تبعیض و خفت و بیحقوقی و قوانین عصر حجر هستند، رابطه طبیعی دختر و پسر را حق خود میدانند، جداسازی و آپارتاید جنسی را ضدانسانی میدانند، و در یک کلام میخواهند از یک زندگی انسانی و برابر برخوردار باشند، را به پیوستن به این سازمان فرامیخوانیم. به ما بپیوندید، "عليه تبعيض- سازمان دفاع از حقوق زن" سازمانی برای شما است. به این سازمان بپيونديد، آنرا به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید و به هر شکل که میتوانید از آن حمایت کنید.
نه به تبعیض، نه به حجاب٬ نه به آپارتايد جنسی
زنده باد آزادی و برابری

علیه تبعیض، سازمان دفاع از حقوق زن
٢٥ اوت ٢٠٠٧- ٣ شهریور ١٣٨٦
آدرس تماس:
nohejab@yahoo.com


پلاتفرم "علیه تبعیض- سازمان دفاع از حقوق زن"
اهداف٬ سازمان و چشم اندازها

جنبش علیه ستم و تبعیض جنسی و برای آزادی زن يک جنبش وسیع اجتماعي در ايران است. در جامعه ایران جنبش علیه اعمال تبعیض و فرودستی و بیحقوقی زن در همه جا٬ در کوچه و مدرسه، در کارخانه و دانشگاه، در عرصه هنر و فرهنگ و در همه ابعاد عليه حجاب، عليه آپارتايد جنسی و عليه قوانين و مقرارات ضد زن جریان دارد.

"علیه تبعض- سازمان دفاع از حقوق زن" خود را متعلق به اين جنبش ميداند و امر متحد کردن و سازمان دادن اين جنبش را امر فورى خود ميداند.

هدف ما رفع کامل تبعیض جنسی و برابری کامل زن و مرد در كليه عرصه های حقوقی و اجتماعی و اقتصادی و سياسی و فرهنگی است.

"علیه تبعیض- سازمان دفاع از حقوق زن" تحقق اهداف زیر را در دستور کار خود قرار میدهد:

١- رفع كامل و قطعي هرگونه تبعيض عليه زنان٬ ريشه كن كردن تمام اشكال ستم و تحقير و بي حقوقی بر زنان و تحقق برابري واقعي زن و مرد در جامعه!

تحقق واقعی اين هدف تنها در جامعه اي مدرن، سكولار، و بري از تمام سنتها و قوانين ارتجاعی پدرسالارانه و ضد زن امكان پذير است. "علیه تبعیض- سازمان دفاع از حقوق زن" براى تحقق کامل و بي كم و كاست اين هدف مبارزه ميکند.

٢- جدائی مذهب از دولت و از آموزش و پرورش. مذهب زدائی از جامعه و کلیه امور اجتماعی مردم. مرد سالاری و فرودستی و تحقیر زن یک رکن همه مذاهب است و قوانین مذهبی ماهیتا با حقوق و آزادی زن در تناقض کامل قرار دارد. در جامعه ای که مذهب و قوانین شرعی در دولت و سیستم آموزشی و اموراجتماعی مردم دخالت کند زن نمیتواند آزاد باشد.

٣- مقابله با مردسالاری و کلیه سنتهای ملی ­ اسلامی عقب مانده و ارتجاعی ضد زن. فرهنگ و سنن مذهبی و مردسالارانه همواره يک عامل مهم در تحقیر و فرودستی زن در زمینه های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بوده است. این سنتها تحت حاکمیت جمهوری اسلامی بمراتب تقویت شده، رسمیت و قانونیت یافته، و به چماقي بر سر زنان تبديل شده است. "علیه تبعیض­ سازمان دفاع از حقوق زن" مبارزه عليه سنن و عقاید مذهبی و مردسالارانه در تمام عرصه ها را بخش مهمی از جنبش براي آزادى زن میداند و پیگیرانه در این جهت میکوشد.

٤- لغو حجاب، آزادی پوشش، و لغو كامل آپارتايد جنسی. "علیه تبعیض- سازمان دفاع از حقوق زن" براي بسیج و متحد کردن جنبش علیه تبعیض جنسی حول این خواست های فوری تلاش میکند.

٥- متحد و منسجم کردن جنبش آزادی زن حول خواستهای برابری طلبانه، رادیکال، ماکسیمالیستی و سکولار. نقد و افشای جریانات و نیروهای سیاسی که با مماشات و تخفیف دادن به قوانین شرعی و سیستم حقوقی مذهبی عملا بعنوان مانعی بر سر راه آزادی زنان عمل میکنند.

۶- متشکل کردن جنبش آزادى زن در سطوح مختلف و مرتبط کردن فعالين اين جنبش حول خواستهاى راديکال و پايه اى زنان.

۷- معرفی و شناساندن جنبش آزادى زن در سطح بین المللی و جلب حمایت فعالین جهانی جنبش آزادی زن و نیروها و فعالین و نهادهای چپ و مترقی و آزادیخواه از اين جنبش. "علیه تبعیض" شرکت فعال در جنبش سکولاریستی و جنبش علیه اسلام سیاسی در جهان را يک عرصه مهم فعاليت خود ميداند.

"علیه تبعیض" براي پيشبرد امر سازماندهی جنبش آزادى زن در ايران اقلام زير را در دستور کار خود قرار ميدهد:

- انتشار منظم نشريه، برنامه تلويزيوني ويژه، پاسخ دادن به مسايل محوري جنبش آزادي زن، و دخالتگری فعال در عرصه ها و کمپینهای مختلف جنبش آزادی زن در داخل و خارج کشور.

- جذب فعالين و رهبران راديکال جنبش آزادى زن به "علیه تبعیض" و تشويق آنان به عضويت در اين سازمان.

- تلاش براي جلوي صحنه آمدن صفي از رهبران راديکال و پیگیر و سازش ناپذیر جنبش آزادى زن از طريق قرار گرفتن آنان در راس کمپين هاي سياسي حول خواستها و مسايل فوری جنبش آزادی زن در ايران٬ برپايی کنفرانس ها و سمينارهاي مختلف در سطح علني حول مسايل زنان و حقوق اجتماعی٬ سياسی و اقتصادی زنان در ایران و تبديل آنان به سخنگويان و چهره هاي محبوب اين جنبش.

- بردن شعارها و سياست هاي اين سازمان به درون جنبش آزادی زن و تبديل آن به پلاتفرم تشکلهاى علنی اى که حول خواستهاي مشخص زنان شکل ميگيرد. تبدیل این شعارها و سیاستها به خط قطعنامه ها و شعارهای سياسی در جنبش آزادی زن و در مناسبتها و تجمعات اعتراضی مردم.

- تلاش براي ايجاد تشکلهای علنی حول خواستهای مشخص زنان در عرصه های مختلف!

ايجاد چنين تشکلهايی يک گام مهم براي متحد کردن و قدرتمند تر کردن جنبش اجتماعي آزادي زن و مسلط کردن خط راديکال بر اين جنبش است. "علیه تبعیض" براي متشکل شدن فعالين جنبش رهائی زن در سطح محلات و مراکز کار و تولید و در ادارات و مدارس و دانشگاهها حول خواستهای فوري جنبش آزادى زن و ایجاد نهادها و انجمن ها و دیگر تشکلهاى علنی و توده ا ى در جنبش رهائی زن تلاش ميکند.*

Friday, August 10, 2007

قطعنامه در باره جنبش آزادی زن در ایران

قطعنامه در باره جنبش آزادی زن در ایران
مصوب دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران/ به اتفاق آراء


۱- عامل بقا و بازتولید فرودستی زن در دنیای امروز نظام سرمایه داری است. ستمکشی زن دارای ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی، و فرهنگی است و در همه جوامع موجود به درجات مختلف در این ابعاد قابل مشاهده است. جنبش علیه تبعیض جنسی نیز جهانی است
۲- در دوران پسا جنگ سرد افسارگسیختگی سرمایه داری بازار آزاد، سلطه نئوکنسرواتیسم، و عواقب سیاسی و اجتماعی نظم نوین جهانی نظیر بجلو رانده شدن مذهب و قومیت در جامعه و سیاست، و رونق یافتن مکاتب ارتجاعی نظیر نسبیت فرهنگی و نفی ارزشهای جهانشمول انسانی، به تنزل موقعیت و حقوق زنان در جامعه منجر شده است. در چنین شرایطی مبارزه علیه ستم برزنان، مانند مبارزه علیه هر نوع تبعیض و نابرابری، اساسا میتواند از یک موضع چپ و تحت پرچم نقد و اعتراض سوسیالیستی به کل وضع موجود به پیش برود، وضعیت زنان را بهبود ببخشد و در نهایت آزادی زن را متحقق کند. در شرایط امروز دنیا جنبش چپ و کمونیسم کارگری نیروی محرک و پیشبرنده جنبش علیه تبعیض جنسی است
۳- جمهوری اسلامی نمونه بارز توحش و عقب ماندگی بورژوازی عصر نظم نوین سرمایه داری در برخورد به مساله زن است. در ایران ستم بر زنان به افراطی ترین و صریح ترین اشکال اعمال میشود. فرودستی و تحقیر زن، تحمیل شدیدترین تبعیضات حقوقی واقتصادی و اجتماعی به زنان و آپارتاید جنسی یک رکن ایدئولوژیک و هویتی جمهوری اسلامی و جزئی از فرهنگ رسمی و قوانین دولتی در ایران است. جمهوری اسلامی یک حکومت آپارتاید جنسی است که فرودستی زن، تحقیر زن و تبعیض نسبت به زنان را بمراتب تشدید کرده، به آن ابعاد وسیع و بیسابقه ای داده و در قوانین و سیستم حقوقی خود رسمیت بخشیده است
۴- در افکار عمومی و فرهنگ جامعه، دردرک مردم از نقش و جایگاه زن و بویژه تلقی و انتظار زنان از موقعیت خود در جامعه، و در روابط خانوادگی و اجتماعی مردم با یکدیگر، حرمت و جایگاه زن بسیار بالاتر از موقعیت قانونی و رسمی زن است که حکومت اسلامی به جامعه تحمیل کرده است. این تقابل در یک مقیاس وسیع اجتماعی یکی از عوامل مهم رشد و گسترش جنبش علیه تبعیض جنسی در ایران است
۵- در ایران مساله زن قبل از هر چیز یک مساله صریحا و بلاواسطه سیاسی است و مستقیما به بود و نبود جمهوری اسلامی مربوط میشود. ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ستمکشی زن در ایران بوسیله حکومت وسعت یافته و تشدید شده است
هر درجه پیشروی جنبش آزادی زن جمهوری اسلامی را بعنوان یک حکومت و نظام تضعیف میکند و بر عکس هر اندازه تقویت سلطه جمهوری اسلامی اعمال فشار و تبعیض نسبت به زنان را تشدید میکند. این واقعیت بیش از هر چیز در مساله حجاب و "بدحجابی" زنان، که در واقع به یک بارومتر سیاسی و معیار سنجش درجه ضعف و قدرت رژیم تبدیل شده، قابل مشاهده است
۶- مبارزه برای آزادی زن در ایران از مبارزه برای جدائی مذهب از دولت و سیستم آموزشی، و مذهب زدائی از کل جامعه و زندگی اجتماعی مردم جدائی ناپذیر است. جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت مبتنی بر مذهب و ایدئولوژی و قوانین مذهبی مانع اصلی رهائی زن و هرگونه بهبود در موقعیت زنان در ایران است
۷- جنبش علیه ستم جنسی در ایران از همان بدو بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ابعاد گسترده ای شکل گرفته و به پیش رفته است. زمینه و پایه عینی این جنبش اعتراض علیه تحقیر و فرودستی و بیحقوقی مفرطی است که جمهوری اسلامی به زنان تحمیل کرده است
جنبش علیه تبعیض جنسی در طول ۲۸ سال گذشته در اشکال مختلفی علیه ستم و سرکوب سازمایافته بر علیه زنان در دانشگاه و مدرسه، در کارخانه و اداره، در خیابان و خانواده جریان داشته است. اعتراض هر روزه و دائمی علیه حجاب اسلامی٬ پس زدن سیاست جدا سازی زنان و مردان٬ زیر پاگذاشتن قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان٬ مقابله عملی با تلاش جمهوری اسلامی برای خانه نشین کردن زنان، و همچنین حضور فعال زنان در عرصه تحصیل و آموزش٬ مخالفت با آموزش خرافات مذهبی که موقعیت فرودست زن را تقدیس می کند٬ تلاش برای کسب حقوق برابر در امور مربوط به خانواده٬ ازدواج٬ طلاق و سرپرستی اطفال و همچنین مخالفت با اخلاقیات و سنتهای مرد سالارانه جلوه های مهمی از این مبارزه دائمی بوده است
۸- مبارزه علیه حجاب، علیه آپارتاید جنسی، علیه قوانین اسلامی و سیستم حقوقی ضد زن، مبارزه برای جدائی مذهب از دولت و قوانین و آموزش و پرورش، و مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت ضد زن، مهمترین عرصه های جنبش آزادی زن در ایران است. موقعیت و نقش جنبشهای اجتماعی و نیروهای سیاسی در قبال مساله زن اساسا بر مبنای مواضع و برخوردشان به این مسائل و بویژه موضع آنها در مقابل جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت ضد زن و اصلی ترین مانع بر سر آزادی زنان تعیین میشود
۹ - کل نیروهای اپوزیسیون راست، اعم از سلطنت طلبان و نیروهای ملی اسلامی مانعی بر سر راه برابری زن و مرد و آزادی واقعی زنان محسوب میشوند. جريانات سلطنت طلب و كل طيف ناسيونالیستهاي پروغرب تلاش دارند تا بی حقوقی مفرطی که جمهوری اسلامی به زنان تحمیل کرده است را دلیلی بر مطلوبیت وضعیت گذشته قلمداد کنند و جنبش علیه تبعیض جنسی را به زائده حركت راست و رو به عقب ناسیونالیسم عظمت طب ایرانی تبديل نمایند. اما رادیکالیسم جنبش آزادی زن در مبارزه با مذهب و حکومت مذهبی و آزادی خواهی و برابری طلبی ماکسیمالیستی اش مانع از آن شده است که ناسیونالیسم پروغرب نفوذ جدی در این جنبش داشته باشد. ناسیونالیسم پروغرب هیچ زمان، نه در قدرت و نه در اپوزیسیون، خواهان آزادی و برابری زن و مرد نبوده است. ناسیونالیسم از آنجا که خود به فرهنگ مردسالارانه و سنتی مبتنی است و از آنجا که نهایتا خواهان حفظ مذهب رسمی و نقش بنیادی مذهب در جامعه است، عملا در مقابل رادیکالیسم جنبش آزادی زنان قرار گرفته و بدرجات زیادی در این جنبش منزوی است
۱۰- جريانات مختلف اپوزیسیون ملی اسلامی نظير دوخردای ها با علم كردن "فمينيسم اسلامي" و خواست یک جمهوری اسلامی اصلاح و تلطیف شده تلاش دارند جنبش علیه ستم جنسی را به حرکتی قانونگرایانه در چارچوب جمهوری اسلامی محدود كنند. این جریانات تحت لوای قانون گرایی و فمینیسم میکوشند تا اعتراض و مبارزه جنبش آزادی زن علیه جمهوری اسلامی و حجاب و آپارتاید جنسی اش را مهار کنند و به بیراهه ببرند. نیروهای ملی - مذهبی بخاطر خصلت عینی ضد مذهبی و ضد جمهوری اسلامی جنبش آزادی زن در این جنبش پایگاه مادی ندارند و روز بروز بیشتر منزوی میشوند
۱۱- هم گرايش راست پروغربی و طرفدار سلطنت و هم جنبش ملي اسلامی به دليل پايبندی عميق و ماهوی خود به مذهب و سنتهای مردسالارانه و وحشت خود از تحولات ريشه ای در جامعه، نه فقط بهيچ وجه قادر به پاسخگويی به مساله زنان در ايران نيستند بلكه از نظام و سيستمهاي اجتماعی و سياسی ای دفاع ميكنند كه ستمگری عليه زنان جزء ذاتی آنهاست. آنچه آنها را در اين زمينه از هم متمايز ميكند درجه و اشكال ستمگری و تبعيض عليه زنان است. اين جريانات با جنبش آزادی زن و خواستهای آزادی طلبانه زنان بی ربطند
۱۲- بطور عینی و واقعی، نیروئی که مبارزه برای آزادی زن در ایران را نمایندگی میکند و آنرا به جلوسوق میدهد چپ و کمونیسم کارگری است. جنبش کمونیسم کارگری و آزادیخواهی چپ و سوسیالیستی در ایران از همان تظاهرات علیه حجاب در اسفند ۵۷ بعنوان پرچمدار و مدافع بی تخفیف مبارزه علیه حجاب، علیه حکومت مذهبی، و برای برابری بی قید و شرط زن و مرد در ایران ظاهر شده است. خواست ها و شعار های رادیکالی که اکنون در جنبش رهایی زن در ایران جا باز میکند، از "لغو آپارتاید جنسی" تا "لغو حجاب" تا برابری بی قید و شرط زن و مرد در تمامی عرصه های سیاسی و اقتصادی و خانواده تا شعار "آزادی زن، آزادی جامعه است" همه و همه با مطالبات و برنامه و مبارزه کمونیسم کارگری و حزبش و مجموعه تلاش های سوسیالیستی بویژه در دو دهه گذشته در ایران گره خورده است. تثبیت ۸ مارس در مقابل آلترناتیوهای اسلامی و سلطنتی تحت نام روز زن و دست بالا داشتن شعارهای چپ و رادیکال در جنبش رهایی زن و خصلت آزادیخواهی بی تخفیف آن تماما انعکاس حضور قدرتمند چپ و آزادیخواهی سوسیالیستی در ایران است. از سوی دیگر وجود یک جنبش رادیکال و چپ آزادی زن خود وجهی از قدرت و پایه اجتماعی چپ در ایران است
۱۳- جنبش رهایی زن در ایران بخش رادیکال، پرتحرک و پیشتاز حرکتی جهانی در مقابله با ارتجاع قومی و مذهبی و به شدت زن ستیز در دوره عروج نئوکنسرواتیسم و اسلام سیاسی و عقبگردهای سرمایه داری معاصر است. آزادی زن در ایران تاثیرات مستقیمی بر جنبش رهایی زن در همه کشورها و جوامع اسلام زده، و حتی جوامع غربی که به یمن سیاست های سازشکارانه دولت ها با اسلام سیاسی به انواع مماشت در قبال حجاب، قتل های ناموسی و قوانین ضد زن اسلامی تن داده اند، خواهد داشت. در عین حال حمایت مردم آزادیخواه و برابری طلب و سکولار جهان از مبارزه و خواست های جنبش علیه تبعیض جنسی در ایران نقش موثری در پیشروی این جنبش ایفا میکند
۱۴- رهایی زنان در قدم اول در گرو این است که جنبش آزادی زن حول خواست های همه جانبه و رادیکال خود در ابعاد وسیع و توده ای متشکل شود. باید موانع و نیروهای بازدارنده ای نظیر جریانات ملی-اسلامی نقد و افشاء شوند و خنثی گردند. چپ و رادیکالیسم نه فقط در شعارها و افق، بلکه باید در عرصه عمل و سازماندهی توده ای در ابعاد وسیع و علنی رهبری جنبش آزادی زن را به دست گیرد. به میدان آمدن هرچه بیشتر و وسیعتر فعالین کمونیست و رادیکال در نقش رهبران جنبش آزادی زن اکنون ضرورتی بیش از پیش یافته است. نمایندگی کردن جنبش آزادی زن در صحنه سیاست ایران در ابعاد وسیع و همینطور در صحنه بین المللی اکنون بیش از پیش به فعالیت چپ و مشخصا حزب کمونیست کارگری گره خورده است
حزب همه فعالین ونیروهائی که خواهان حل واقعی و ریشه ای مساله زن، تحقق برابری و آزادی کامل و همه جانبه زنان و هر نوع بهبودی در موقعیت زن هستند را به اتحاد و مبارزه حول پرچم، شعارها و سیاست حزب کمونیست کارگری و تامین یک رهبری چپ و رادیکال در جنبش علیه ستمکشی زن فرامیخواند

دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران
۱۶مرداد ۱۳۸۶، ۷ اوت ۲۰۰۷