Friday, January 5, 2007

حجاب و حکومت

حجاب و حکومت
شادی آبان - اصفهان

نگاهی کوتاه به روز کودک به اول مه ، به 16آذر و اعتراضات و اعتصابات متعدد کارگری و دانشجویی فقط در همین یک سال اخیر نشان از بالا رفتن سطح توقعات و رادیکال تر شدن خواسته های مردم در ایران داشت
این رادیکال تر شدن در فضایی صورت گرفت که دولت احمدی نژاد و حکومت اسلامی با تمام قوا به سرکوب مردم و اعتراضشان پرداخته است .امسال اعتراضات شکل وسیع تر و رادیکال تر و چپ تری به خود گرفت
سفرهای استانی احمدی نژاد همگی تبدیل به میدان اعتراض مردم و صحنه ای برای هو کردنش بود . بیانیه ای که در روز کودک فریاد زده شد و نظام سرمایه را عامل اصلی وجود فقر و محرومیت و وجود کودکان خیابانی و کودکان کار اعلام کرد ، اعتراضات زنان در 22 خرداد و فریاد حق طلبی شان و سرانجام 16 آذر و بالا بردن پرچم سوسیالیسم . فعالین جنبش دانشجویی به عکس سالهای گذشته و با وجود سرکوب هر چه بیشتر اوباشان اسلامی ، اکثرا بدون اینکه چهره شان را بپوشانند در صحنه حاضر بودند و رودرروی احمدی نژاد او را فاشیست خطاب کردند و عکسهایش را آتش زدند
دستگاه تبلیغاتی و رسانه ای ج.ا سعی کرد این اعتراضات را به گونه ای نشان دهد که گویی عده ای اخلال گر که اقلیت را تشکیل میدهند دست به این کار زده اند. در رسانه هایشان ، در سایتهای خبری شان معترضین را مشتی اراذل و اوباش و لمپن مینامند و با پخش اسامی و عکسشان سعی در ارعاب آنها دارند
شکی نیست که سیستم وجودی ج.ا براساس سرکوب و کشتار مخالفین اش بنا شده و واضح است که کوچکترین اعتراضات در جامعه لرزه بر اندام حکومت اسلامی می اندازد و هر روز ادامه ی حیاتش را سخت تر میکند
حق آزادی بیان ، حق داشتن زندگی بهتر ، برابری زن ومرد ، لغو آپارتاید جنسی ، لغو کارکودکان و... و بیان این خواستها در اعتراضات مردم ، لرزه براندام ج.ا می اندازد
به 8 مارس نزدیک می شویم ، روزی که رژیم اسلامی مانند هر مناسبت دیگر خود را به آب و آتش میزند که بی سروصدا انجام شود و برداشتن حجاب در این روز ضربه ی محکمی به ج.ا وارد می آورد. زنان در تهران شبها روسری ها را برمیدارند ، در چهار شنبه سوری روسری ها را می سوزانند ، هر روز روسری ها کوتاه تر و در بین جوانان به تِل تبدیل می شود و همه ی اینها نشان میدهد که حجاب گذاشتن زنان در ایران برای اکثریت از روی اعتقاد مذهبی نیست بلکه از سر اجبار نیروهای اسلامی و در ادامه ی سرکوب هایی است که از ابتدای روی کار آمدن ج.ا شروع شده بود و همچنان ادامه دارد.
حجاب و رعایت آن یکی از مسائلی است که ج.ا به شدت به آن عکس العمل نشان می دهد و میبینیم هر بار که صدای اعتراضا ت بلندتر می شود ، اولین نقطه ای که ج.ا برای کم کردن فشار از روی شانه ی خود بر رویش مانور میدهد ، وارد آوردن فشار بیشتر بر زنان برای رعایت حجاب در دانشگاه و مدارس و در سطح جامعه است
ج.ا 27 سال است که تلاش میکند به وسیله ی ارعاب و شکنجه و زندان و نیروهای انتظامی و اوباشانش این سمبل یردگی را برسرزنان نگه دارد ، جلوی پیشروی جنبش دانشجویی و کارگری را بگیرد و هر سال این جنبش ها نه تنها به عقب نمی روند بلکه رادیکال تر و وسیع تر به میدان می آیند. ج.ا به خوبی میداند که اگر یک روز این فشار برای گذاشتن حجاب در جامعه نباشد حتی 20در صد اززنان هم حاضر به گذاشتن حجاب نیستند. حجاب اساس ج.ا است و با برداشته شدنش در جامعه عمر این حکومت هم به پایان میرسد. حجاب رادر جمع های کوچک ، دوستانه و در هر محلی که اوباشان اسلامی حضورنداشته باشند باید برداشت. 8 مارس امسال با برداشتن حجاب به ج.ا و به حجاب نه بگوییم

از خانه تا محل کارو هشت مارس 85

از خانه تا محل کارو هشت مارس 85
حمید بهداروند، تهران

مصطفی جان نارضایتی مردم از اوضاع اقتصادی فوق العاده بالاست .امروز با اتوبوس و بعد با تاکسی به سر کار رفتم از صبح تا ظهر ودر فرصت های تصادفی در چهار گفتگوی داغ سیاسی شرکت داشتم

ساعت 6.5 صبح (صف اتوبوس ): دوتا آقا در مورد خصوصی سازی اتوبوس های شرکت واحد صحبت می کردنند. من هم اظهار نظر کردم و گفتم که بایداعتراض کرد. باید داد زد. باید به هر بهانه جو سکوت را شکاندودر آخر گفتم که گفتگوی دونفره فایده ای ندارد و.یکی شان گفت نه اینطور نیست. همین گفتگوها به آدم فوت قلب می دهد . صحبت دراتوبوس و در جمع بزرگتری ادامه پیدا کرد
ساعت 7 صبح ( تو اتوبوس ): یک بحث 5 نفره حول کتابهای کوچک مذهبی که اخیرا شهرداری تو اتوبوس گذاشته است درگرفت. در حضور سایر مسافران کتابها مورد تمسخر واقع شد . جمع داخل اتوبوس ,حکومت ,آخوندهاش ,رئیس جمهورش وشهردارش را نقد,تمسخر و محکوم انقلابی کردند. سایر مسافران هم گوش می دادند . تمرکز بحث روی گرانی ,گرانی مسکن و چپاول بود
ساعت 7.5 (تو تاکسی ): فقط من و راننده بودیم. راننده پاسدار نجار وزیر دفاع رژیم رامی شناخت . می گفت که نجار یک لات بود . می گفت که برادرش را به خاطر قاچاق مواد مخدر اعدام کرده اند . می گفت که کل دارودسته رژیم از همین جنس اند
ساعت 10 (در محل کار ): یک مراچعه کننده تحصیلکرده اعدام صدام را "قتل عمد دولتی" می دانست . او دقیقا اصطلاح مینا احدی را بکار برد. (این اصطلاح را اول بار منصور حکمت طرح کرد. ج.ک.)
ساعت 12 (در سوپر مارکت ): یک مشتری روغن لادن می خواست. فروشنده به شوخی گفت: روغن بن لادن؟ مشتری گفت هیچ بعید نیست برای سودشان این اسم هم روی کالایشان بگذارند. من هم ازیک تابلوی بزرگ تبلیغاتی صحبت کردم در میدان رسالت که نوشته بود: این چای چه گوارا است! و مشتری که به گفته خودش از زمان شاه خبرنگار بوده است خاطراتی از ترس و وحشت رژیم شاه برای چاپ کلمه "حکومت بر فیلها " به جای "حکومت بر قلبها " تعریف کرد
ساعت 15 (درمطب دندانپزشکی ): بحث راجع به اعدام صدام درگرفت و منشی 35 ساله رژیم موافق هیچ اعدامی نبود. او تحلیل خوبی راجع به شگرد و برنامه آمریکا یرای ورود به خاورمیانه داشت

روزانه هزاران بحث دسته جمعی اینچنینی و رادیکال تراز این در مجامع عمومی، نظیراتوبوس واحد صورت میگیرد. جامعه ایران در تب تضاد طبقاتی می سوزد. فقر,بیکاری ,گرانی وتبعات روانی –اجتماعی آنها بیداد می کند. جامعه فوق العاده ملتهب است. ضمن شش ماه قیمت یک آپارتمان 50 متری که 30ملیون تومان بود, به 60 ملیون تومان رسید. قیمت گوشت قرمز ,میوه و تخم مرغ سرسام آوربالا رفته است. این وضعیت به انفجار اجتماعی می انجامد. اگر مردم سازماندهی نشوند طعم تلخ یک سرکوب وحشیانه شیرینی پیروزی فردا را متاثر میکند
سوخت حرکت موتور شورش های فردای ایران تضادهای کشنده طبقاتی وفقر نکبت بار خواهد بود. این فقر در گره خوردگی اش با ستم بی نظیری که روح جامعه زنان ایران را در تاریکی قرون وسطایی حجاب و قوانین آیه وار به زنجیر کشیده است. این فقر در گره خوردگی اش با استبداد بی سابقه ای که جوانان ایران را حتی اجازه تخلیه فشارهای طبفاتی در قالب عشق و رقص وآواز نمی دهد. این فقر در گره خوردگی اش با سواد بالای اجتماعی زحمتکشان ,کل جامعه را به خیابان می کشاند
سوخت حرکت موتور شورش های فردای ایران تضادهای کشنده طبقاتی وفقر نکبت بار خواهد بود. حزب باید رد آشکار پاهای درشت این غول را در تجمع زنان در میدان هفت تیر, درتجمع چپ ها در 15 آذر و در اعتصاب های کارگری نظیر اعتصاب شرکت واحد ببیند وبرای سازماندهی زیر 450 تومان حقوقی ها برنامه ریزی کند

درهشت مارس امسال برای سازماندهی این رادیکالیسم اجتماعی برنامه ربزی کنید. نگذارید صدای 8 مارسی ها امسال در زیر چادر لیبرالهای زیون واصلاح طلب های دروغین خفه شود . شعار آزادی و برابری بیش از هر کس مال زنان ایران است این شعار را محور کنید . آن را همه گیر کنید. امکان فریاد کردن شعار "آزادی ,برابری ,نه روسری ,نه توسری" برای همه هست. جذاب است وشورانگیز . برداشتن حجاب به انبوه بودن تجمعات و توان مخالفان حجاب برداری در آن تجمعات بستگی دارد. نباید گذاشت طعم تلخ جا نیفتادن یک حرکت یا شعار , طرفداران حزب را مایوس کند
زنان ایران با تمام وجود وبعضا به گونه ای مضاعف درگیر با مصائب تضادهای طبقاتی هستند. زنانی که بار فقر خانواده , حقارت زندگی با همسری که به اجبار قانون با او زندگی می کند , مدیریت تحصیلی فرزندانی که دولت جمهوری اسلامی حداقل مسئولیت آموزشی در قبال آنها را نمی پذیرد وغصه نگه داری از فرزندی معتاد را تواما" تحمل می کند
هدایت هشت مارس بایدتجلی به رسمیت شناسی این ستم مضاعف باشد
زنان ایران در عین حالی که تحقیر حجاب را در لحظه لحظه زندگیشان حس می کنند , و با تمام سعی حکومت در جدا ساختن آنها نه فقط از مردان جامعه بلکه ازکل اجتماع زنده , به اعتبار نقشی که اجتماع بیرحم به عهده آنها گذاشته است . به همه مسائل مبتلا به اجتماع فکر می کنند
پیشنهاد برداشتن عملی حجاب را در همان فرایندی که رفیق صابر در"جوانان 278 " توضیح داده اند قبول دارم . این جنبش برداشتن حجاب هم اکنون ودر همه جای ایران هست . بنابراین چرا رهبری نشود و چرا به تحمیل بی حجابی به رژیم قبل از سرنگونی رژیم نیانجامد. اما درسازماندهی این جنبش را روی هشت مارس تکیه نمی کنم وهمچنانکه گفتم اصرار برانجام آن در هشت مارس را تابع انبوه بودن تجمعات وتوان مخالفان حجاب برداری درآن تجمعات می دانم ودر مقابل مصرم که از توان برابری خواهانه زنان به مفهوم اقتصادی سوسیالیستی آن در جهت گرد آوری نیروی انقلاب سوسیالیستی استفاده شود

پیشنهاد من این است که برای روز هشت مارس
حزب کمیته هشت مارس تشکیل دهد
کمیته هشت مارس برای سازماندهی وشرکت درمیتینگ برنامه ریزی کند و شعارها را تعیین کند
شعار"آزادی ,برابری ,نه توسری ,نه روسری "بدهند
شعار زندانی سیاسی آزاد باید گرددبدهند
شعار"کبرای رحمان پورآزاد باید گردد"
شعار"قوانین ضد زن ملغی باید گردد".سردهند
با حفظ کردن و خواندن سرود "ای ایران ..." فریدون فرهی .اجازه ندهند که سرود فاشیستی "ای ایران ,ای مرز پر گهر "دم گرفته شود
طرفداران کمونیسم کارگری بهتر است
به صورت تیمی در میتینگ های هشت مارس شرکت کنند
شعارها وسرودهای تعیین شده از طرف حزب راحفظ کنند وبه گونه ای امکان پخش و همه گیر شدن آن رادر روز میتینگ فراهم کنند
اعضاء تیم ها درطول میتینگ با هم هماهنگ باشند ,قرارهای مناسب بگذارند واز همدیگر مواظبت کنند
حتما لازم است که کسانی (یا تیمی )عمدتا نقش خبرنگاران حزب را داشته باشند. ودرسریعترین زمان ممکن وبه شیوه ای ابتکاری اخبار میتینگ را به حزب برسانند
کمیته هشت مارس اقدام به جمع بندی نتایج فعالیت ها کند

"حجاب مصونیت است"

"حجاب مصونیت است"
تیمور تیموری راد

چند روز پیش در یکی از کانالهای تلوزیونی برنامه ای در مورد سرنوشت یک دختر آزادی طلب در ایران پخش می شد که دل هر بیننده انسان دوست را به درد می آورد. ماجرا از این قرار بوده که این دختر از سن 13 سالگی در زندانهای رژیم مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد و حتی برای مدت کمی که از زندان آزاد میشود توسط 2 تن از ماموران رژیم بوسیله ماده بیهوشی بیهوش شده و بعد از اینکه دوباره مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد، پیکر بیهوشش در گوشه ای ازخیابان پیدا می شود وبعد از مدتی هم در زندانهای رژیم کشته می شود و می گویند که خود کشی کرده. درست مثل بقیه زندانیان سیاسی مثل اکبر محمدی و... .آیا اینها فقط وفقط نشات گرفته از مذهب و اسلام نیست ؟چه کسی زن ودختر را به عنوان برده وعامل سکس ونصف یک مرد می داند؟ از بدو پیدایش اسلام که دختران را زنده به گور می کردند تا حال که می خواهند زن هیچ نقشی در اداره جامعه نداشته باشد، اینها همه از آثار مذهب و دین در جامعه به خصوص در حکومتی مثل حکومت ایران می باشد
با این مقدمه می خواستم در مورد مرد سالاری و زن ستیزی صحبت کنم. بطور مشخص درایران در ابعاد وسیعتر از آنچه رژیم آمار میدهد ومنابع رسمی اعلام میکند روزانه زنان به طرق مختلف مورد سرکوب، تجاوز، بی حقوقی قرار میگیرند و هر کجا و هرزمان که مذهب قدرت بیشتری برای خودنمایی و در دست گرفتن اختیار زندگی انسانها را پیدا کرده است، زنان نه تنها بیشتر به حاشیه جامعه کشیده میشوند بلکه به صورتهای مختلف مورد ستمهای گوناگون واقع شده و باعث محدودیتهای گوناگون در مورد انها شده است. اصولا فعال بودن زن در جامعه و برخورداری وی از حقوق مسلم بشری و اجتماعی با منافع رژیمهای مرتجعی مانند جمهوری اسلامی ایران سازگاری ندارد .امروزه در کشورهایی که با حاکمیت پلید و زشت و ضد زن اسلامی مانند کشور ما ایران اداره میشود، مذهب و قوانین حکومتی ناشی از مذهب است که تعیین میکند زن چه بپوشد و در کجا حضور یابد و تحت چه شرایطی و با اجازه چه کسانی ازدواج کند . استبداد اسلام سیاسی از آنجا که خود را نماینده در روی زمین میدانند، بخود این حق را میدهند که تعیین کنند زن باید حجاب داشته باشد. حال آنکه ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه حجاب مصونیت است و نه محدودیت، دروغ محض و کثیفی بیش نیست. اگر حجاب مصونیت است چرا فقط باید در شهری مثل تهران حدود 4000 زن و دختر شب را در خیابان به سر برسانند؟ رشد تن فروشی در ایران و واقعیات تلخی مانند تجارت دختران به کشورهای حوضه خلیج که عمدتا خود مسئولان به دلیل سوداوری نجومی در ان دست دارد، به هیچ عنوان ادعای سران رژیم را که زن در ایران تحت قوانین اسلامی دارای کرامت انسانی است را نه تنها تایید نمیکند بلکه با اعدام صدها زن و صدور صدها حکم اعدام و و سنگسار زنان طی حکومت ننگینشان که خود کارنامه سیاهی از این رژیم ارتجاعی و استبدادی است را چگونه میتوان تفسیر کرد؟ لابد به عقیده سران رژیم دیکتاتور اعدام و سنگسار زنان در ایران به آنها ارزش انسانی میدهد
زنان و مردان آزادی خواه فقط با هم صدایی و اراده قوی و برابری طلبانه ما برای از بین بردن تبعیض جنسی و لغو قوانین ضد انسانی رژیم جمهوری اسلامی است که میتواند اینده روشن برای زنان و مردان را به ارمغان بیاورد و این آینده جز با سرنگونی این حکومت ضد انسانی بوجود نخواهد امد