Friday, January 5, 2007

لغو حجاب و کمپین یک میلیون امضاء

لغو حجاب و کمپین یک میلیون امضاء
آریانا آزاد اندیش، تهران

کمپین یک میلیون امضا با هدف تغییر(اصلاح) قوانین تبعیض آمیزی که به جامعه زنان در ایران وارد می شود شروع به کار کرد
این بار گروهی از فعالان جنبش زنان دست های خود را مشت کرده و به کار خیابانی روی آوردند تا باعث ایجاد تغییراتی در قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی شده و در واقع فشار به قانونگذاری وارد کنند
خواسته هایی چون: لغو حق طلاق یک طرفه مرد ، حق برابر دیه ، ارث ، شهادت . سن مسئولیت کیفری و حق ولایت (سرپرستی) بر فرزندان و دیگر قوانین تبعیض آمیز
این حرکت با توجه به کوچه به کوچه بودنش و نفوذ در توده های داخلی زنان از هر قشر و طبقه ای جدا از اینکه حتی آنها کوچکترین آگاهی درباره فمیننیست و جنبش زنان داشته باشند، همه قشری را درگیر می کند. زیرا همه آنها با این قوانین زندگی می کنند و هر لحظه با آنها دست و پنجه نرم می کنند و با مشکلاتی که این قوانین برای آنها ایجاد کرده هر روز سر و کار دارند. پس همه به خاطر یک هدف که برابری حقوقی است دست ها را گره کرده و به سوی این هدف در حرکتند
درست است که این عمل حرکتی برای بهبود وضعیت و شرایط زندگی زنان است و همه اقشار جامعه را درگیرمی کند، اما آیا بهتر نبود حال که این عمل تمامی توده ها را درگیرمی کند جامع تر و در بر گیرنده تمامی تبعیضات میشد؟
چرا نباید حجاب و نوع پو شش زنان به طور خاص مطرح شود؟ آیا مساله آزادی در حجاب یک مساله ابتدایی انسانی نیست؟ آیا می توان به این خواسته ابتدایی انسانی حتی نام خواسته ای رادیکال نهاد؟! انتخاب نوع پوشش یک خواسته رادیکال نیست بلکه جزء ابتدایی ترین حقوق انسانی است
مطرح نکردن آزادی در نوع پوشش در واقع نوعی مشروعیت بخشیدن به اسلام است
چرا این جنبش سعی در تطبیق این قوانین با دستورات اسلام دارد؟ در حالی که در ضد زن بودن دستورات اسلام شکی نیست؟ آیا جنبش زنان به این فکر نمی کند که اصلاً نیازی نیست که تطبیقی با قوانین اسلامی داشته باشد یا نه، آیا این جنبش به این فکر کرده است که طرح این خواسته ها چیزی جزو خواسته های انسانی نیست؟
و اگر هر فکر، عقیده و یا مذهبی با این خواسته های انسانی مخالفت کرد پس باید به نقد آن پرداخت نه اینکه به آن مشروعیت بخشید ،آن هم مساله ای که ریشه تمام مشکلات ماست
چرا قوانینی چون سنگسار در این خواسته ها گنجانده نشده است؟
وقتی این کمپین قصد درگیر کردن تمام اقشار جامعه را دارد ، چرا خواسته هایی چون خواسته های زنان کارگر همانند شرایط برابر کار در آن مطرح نشده است؟
و آیا فقط برابری مطرح است؟ آیا جنبش زنان به این فکر نکرده که تنها برابری کافی نیست، بلکه بسیاری از قوانین موجود حتی اگر برابر هم شوند باز انسانی نیستند و باید به نقد خود قانون جدا از بررسی جنسیتی آن نیز پرداخت؟
این نوع تغییر برای برابری خود نوعی اصلاح ظاهری نظام مرد سالاراست
و نکته دیگر آنکه لااقل جنبش زنان به خود سانسوری نپردازد مانند 23 آذر 1385 که اولین نشست کمپین بعد از سه ماه بود و آن هم در زیر زمین یکی از اعضاء کمپین که همه فعالین حجاب داشتند
وقتی قشر نخبه به خود سانسوری دست می زند چه انتظاری از دیگر توده ها داریم؟؟؟
تا اسلام نقد نشود، هیچ حرکتی نتیجه نمی دهد
ریشه را باید از بین برد
رمرز خوشبختی آزادی است
و کلید آزادی شجاعت است

بازگشت به روزهای گذشته # 1

بازگشت به روزهای گذشته # 1
دریا کیانی
روزهای زیادی پیش می آید که گذشته مخصوصا روزهای تلخش از جلوی چشمهایم رژه می ره اولین بار که یادم هست که فهمیدم دخترم و با پسرها فرق دارم 6 یا 7 ساله بودم درست هم زمان به دوران انقلاب بود. دخترکوچک و شادی بودم که انرژی زیادی داشتم و عاشق بازیهای پسرانه و نه خاله خاله بازیهای دخترانه. ولی از همون موقع چشمهای خشمگین پدرم و دایی و اطرافیان منو به دنیای کثیف مذهبی کشاند در که در آن همه چیزگناه بود و نا پاک و پس من را پشت درهای بسته گذاشتند و روسری به سرم کشیدند. تازه انقلاب شده بود. جو عجیب و ترسناکی بود. من با تمامی کودکیم آن ناامنی را همه جا احساس می کردم . توی مدرسه یک دفعه تحول خاصی شد بعد از تعطیلهای زیاد یک دفعه به جای یقه و روبان صورتی یک روسری سیاه سرمون گذاشتن. دیگه اجازه نداشتیم با هیج پسری صحبت و بازی کنیم. یک دفعه از دنیای کودکی به دنیای محدود و مذهبی پرت شدیم اون دیوار از همون موقع کشید شد و سالهای سال بلند تر و بلندتر می شود. و اون روزها آغازی بود برای من و تمام هم سن سالهای من تا دریک آپارتاید (تبعیض) جنسی شدید و زیر سلطه مذهب سرکوب شده و در محدودیتی شدید رشد کنیم
ادامه دارد

Tuesday, January 2, 2007

حجاب در زیر زمین!؟

حجاب در زیر زمین!؟

وقتی این عکس را دیدم فکر کردم یکی از جلسات معمول زنان است که همه به زور حجاب سر کرده اند. چیزی که همیشه خشم و نفرت آدم را نسبت به جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی دوباره زنده میکند. اما وقتی مطلب کنار عکس را خواندم متوجه شدم این اولین جلسه کمپین یک میلیون امضاء علیه قوانین زن ستیز است که چون به آنها جا نداده اند به ناچار در زیر زمین خانه یکی از اعضای کمپین جلسه را برگزار کرده اند. من اینجا نمی خواهم به این کمپین بپردازم ولی پیش خودم فکر کردم در زیر زمین خانه یکی از اعضا و بازهم رعایت حجاب!؟ نمی شد لااقل اینجا حجاب را برداشت؟
میدانم. حجاب شیشه عمر جمهوری اسلامی است و به شدت از آن دفاع میکند. اما گویی ما هم هیچوقت قصد نداریم این شیشه عمر را به زمین بزنیم. حتی وقتی در خانه یکی از اعضا دور هم جمع شده ایم بازهم گره این روسری هایی زورکی و اجباری این سمبل بردگی زنان و کل جامعه را باید زیر گلویمان سفت کنیم.
عکس میگرند، عکس چاپ میشود اگر بی حجاب باشد مشکل ایجاد میکند. شما اینرا نمی فهمید؟ چرا میفهمم اما لااقل نمی شد عکس ها از پشت سر باشد و بی حجاب؟ نه نه، به نظر من اینهم کوتاه آمدن است. باید حجاب را برداشت. لااقل در اینترنت و روی سایت ها باید حجاب را برداشت. لااقل در عکس ها باید حجاب را برداشت. تصورش را بکنید اگر همه زنان و دخترانی که در اینترنت وبلاگ دارند، مقاله مینویسند، مصاحبه میکنند، خصوصا آنها که سرشناسند از عکس های بدون حجاب شان استفاده کنند و یا در زیر زمین خانه یک عضو کمپین شان بی حجاب عکس بگیرند و روی اینترنت بگذارند چه میشود؟
سایت را می بندند؟ فیلتر میکنند؟ حتما از این کارها میکنند، اما میدانید از آنطرف چه اسکاندالی علیه جمهوری اسلامی و حجابش در سطح دنیا مطرح میشود؟ میدانید چطور همه بشریت متمدن و جریانات مترقی در جنبش زنان از شما به حمایت برخواهد خاست؟ مهمتر میدایند چه حمایتی در جامعه ایران از این حرکت خواهد شد؟ مطمئن باشید رژیم اسلامی در این نبرد شکست خواهد خورد.
حجاب را باید برانداخت. وقتش رسیده است