لغو حجاب و کمپین یک میلیون امضاء
لغو حجاب و کمپین یک میلیون امضاء
آریانا آزاد اندیش، تهران
کمپین یک میلیون امضا با هدف تغییر(اصلاح) قوانین تبعیض آمیزی که به جامعه زنان در ایران وارد می شود شروع به کار کرد
این بار گروهی از فعالان جنبش زنان دست های خود را مشت کرده و به کار خیابانی روی آوردند تا باعث ایجاد تغییراتی در قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی شده و در واقع فشار به قانونگذاری وارد کنند
خواسته هایی چون: لغو حق طلاق یک طرفه مرد ، حق برابر دیه ، ارث ، شهادت . سن مسئولیت کیفری و حق ولایت (سرپرستی) بر فرزندان و دیگر قوانین تبعیض آمیز
این حرکت با توجه به کوچه به کوچه بودنش و نفوذ در توده های داخلی زنان از هر قشر و طبقه ای جدا از اینکه حتی آنها کوچکترین آگاهی درباره فمیننیست و جنبش زنان داشته باشند، همه قشری را درگیر می کند. زیرا همه آنها با این قوانین زندگی می کنند و هر لحظه با آنها دست و پنجه نرم می کنند و با مشکلاتی که این قوانین برای آنها ایجاد کرده هر روز سر و کار دارند. پس همه به خاطر یک هدف که برابری حقوقی است دست ها را گره کرده و به سوی این هدف در حرکتند
درست است که این عمل حرکتی برای بهبود وضعیت و شرایط زندگی زنان است و همه اقشار جامعه را درگیرمی کند، اما آیا بهتر نبود حال که این عمل تمامی توده ها را درگیرمی کند جامع تر و در بر گیرنده تمامی تبعیضات میشد؟
چرا نباید حجاب و نوع پو شش زنان به طور خاص مطرح شود؟ آیا مساله آزادی در حجاب یک مساله ابتدایی انسانی نیست؟ آیا می توان به این خواسته ابتدایی انسانی حتی نام خواسته ای رادیکال نهاد؟! انتخاب نوع پوشش یک خواسته رادیکال نیست بلکه جزء ابتدایی ترین حقوق انسانی است
مطرح نکردن آزادی در نوع پوشش در واقع نوعی مشروعیت بخشیدن به اسلام است
چرا این جنبش سعی در تطبیق این قوانین با دستورات اسلام دارد؟ در حالی که در ضد زن بودن دستورات اسلام شکی نیست؟ آیا جنبش زنان به این فکر نمی کند که اصلاً نیازی نیست که تطبیقی با قوانین اسلامی داشته باشد یا نه، آیا این جنبش به این فکر کرده است که طرح این خواسته ها چیزی جزو خواسته های انسانی نیست؟
و اگر هر فکر، عقیده و یا مذهبی با این خواسته های انسانی مخالفت کرد پس باید به نقد آن پرداخت نه اینکه به آن مشروعیت بخشید ،آن هم مساله ای که ریشه تمام مشکلات ماست
چرا قوانینی چون سنگسار در این خواسته ها گنجانده نشده است؟
وقتی این کمپین قصد درگیر کردن تمام اقشار جامعه را دارد ، چرا خواسته هایی چون خواسته های زنان کارگر همانند شرایط برابر کار در آن مطرح نشده است؟
و آیا فقط برابری مطرح است؟ آیا جنبش زنان به این فکر نکرده که تنها برابری کافی نیست، بلکه بسیاری از قوانین موجود حتی اگر برابر هم شوند باز انسانی نیستند و باید به نقد خود قانون جدا از بررسی جنسیتی آن نیز پرداخت؟
این نوع تغییر برای برابری خود نوعی اصلاح ظاهری نظام مرد سالاراست
و نکته دیگر آنکه لااقل جنبش زنان به خود سانسوری نپردازد مانند 23 آذر 1385 که اولین نشست کمپین بعد از سه ماه بود و آن هم در زیر زمین یکی از اعضاء کمپین که همه فعالین حجاب داشتند
وقتی قشر نخبه به خود سانسوری دست می زند چه انتظاری از دیگر توده ها داریم؟؟؟
تا اسلام نقد نشود، هیچ حرکتی نتیجه نمی دهد
ریشه را باید از بین برد
رمرز خوشبختی آزادی است
و کلید آزادی شجاعت است
آریانا آزاد اندیش، تهران
کمپین یک میلیون امضا با هدف تغییر(اصلاح) قوانین تبعیض آمیزی که به جامعه زنان در ایران وارد می شود شروع به کار کرد
این بار گروهی از فعالان جنبش زنان دست های خود را مشت کرده و به کار خیابانی روی آوردند تا باعث ایجاد تغییراتی در قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی شده و در واقع فشار به قانونگذاری وارد کنند
خواسته هایی چون: لغو حق طلاق یک طرفه مرد ، حق برابر دیه ، ارث ، شهادت . سن مسئولیت کیفری و حق ولایت (سرپرستی) بر فرزندان و دیگر قوانین تبعیض آمیز
این حرکت با توجه به کوچه به کوچه بودنش و نفوذ در توده های داخلی زنان از هر قشر و طبقه ای جدا از اینکه حتی آنها کوچکترین آگاهی درباره فمیننیست و جنبش زنان داشته باشند، همه قشری را درگیر می کند. زیرا همه آنها با این قوانین زندگی می کنند و هر لحظه با آنها دست و پنجه نرم می کنند و با مشکلاتی که این قوانین برای آنها ایجاد کرده هر روز سر و کار دارند. پس همه به خاطر یک هدف که برابری حقوقی است دست ها را گره کرده و به سوی این هدف در حرکتند
درست است که این عمل حرکتی برای بهبود وضعیت و شرایط زندگی زنان است و همه اقشار جامعه را درگیرمی کند، اما آیا بهتر نبود حال که این عمل تمامی توده ها را درگیرمی کند جامع تر و در بر گیرنده تمامی تبعیضات میشد؟
چرا نباید حجاب و نوع پو شش زنان به طور خاص مطرح شود؟ آیا مساله آزادی در حجاب یک مساله ابتدایی انسانی نیست؟ آیا می توان به این خواسته ابتدایی انسانی حتی نام خواسته ای رادیکال نهاد؟! انتخاب نوع پوشش یک خواسته رادیکال نیست بلکه جزء ابتدایی ترین حقوق انسانی است
مطرح نکردن آزادی در نوع پوشش در واقع نوعی مشروعیت بخشیدن به اسلام است
چرا این جنبش سعی در تطبیق این قوانین با دستورات اسلام دارد؟ در حالی که در ضد زن بودن دستورات اسلام شکی نیست؟ آیا جنبش زنان به این فکر نمی کند که اصلاً نیازی نیست که تطبیقی با قوانین اسلامی داشته باشد یا نه، آیا این جنبش به این فکر کرده است که طرح این خواسته ها چیزی جزو خواسته های انسانی نیست؟
و اگر هر فکر، عقیده و یا مذهبی با این خواسته های انسانی مخالفت کرد پس باید به نقد آن پرداخت نه اینکه به آن مشروعیت بخشید ،آن هم مساله ای که ریشه تمام مشکلات ماست
چرا قوانینی چون سنگسار در این خواسته ها گنجانده نشده است؟
وقتی این کمپین قصد درگیر کردن تمام اقشار جامعه را دارد ، چرا خواسته هایی چون خواسته های زنان کارگر همانند شرایط برابر کار در آن مطرح نشده است؟
و آیا فقط برابری مطرح است؟ آیا جنبش زنان به این فکر نکرده که تنها برابری کافی نیست، بلکه بسیاری از قوانین موجود حتی اگر برابر هم شوند باز انسانی نیستند و باید به نقد خود قانون جدا از بررسی جنسیتی آن نیز پرداخت؟
این نوع تغییر برای برابری خود نوعی اصلاح ظاهری نظام مرد سالاراست
و نکته دیگر آنکه لااقل جنبش زنان به خود سانسوری نپردازد مانند 23 آذر 1385 که اولین نشست کمپین بعد از سه ماه بود و آن هم در زیر زمین یکی از اعضاء کمپین که همه فعالین حجاب داشتند
وقتی قشر نخبه به خود سانسوری دست می زند چه انتظاری از دیگر توده ها داریم؟؟؟
تا اسلام نقد نشود، هیچ حرکتی نتیجه نمی دهد
ریشه را باید از بین برد
رمرز خوشبختی آزادی است
و کلید آزادی شجاعت است

